ستاد بازسازی عتبات عالیات استان سمنان

منو

غزلی زیبا از استاد شهریار:

غزلی زیبا از استاد شهریار:

ای روی دلفروزِ تو، شمع شبانه‌ام
شد بی فروغِ روی تو، تاریک خانه‌ام

ای آرزوی گمشده، زهرا، کجاستی؟
تا بنگری فغان و نوای شبانه‌ام

ای بنتِ سید قُرَشی، در فراق تو
از دل هزار تیر بلا را نشانه‌ام

بعد از تو خیر نیست به قاموس زندگی
ترسم که طول عمر شود در زمانه‌ام

در تنگنای تن شده محبوس، روح من
ایکاش مرغ جان بپرد زآشیانه‌ام

زهرا تو رفتی از غم محنت رها شدی
من بی‌تو چون پرندۀ گم کرده لانه‌ام

بعد از تو درد دل به که گویم که همچو تو؛
باشد شریک درد دل محرمانه‌ام؟

پروانه‌وار بال و پَرم سوخت العجب
کس باخبر نشد ز شرار زبانه‌ام

زهرا چرا جواب علی را نمی دهی؟
ای باخبر ز سوز دل عاشقانه‌ام

اندر حیات عاریه، شرمنده‌ام ز تو
تا دیده‌ام فتد به در و آستانه‌ام

بر حقّ خود دهم قَسَمت بگذر از علی
بس جور روزگار کشیدی به خانه‌ام

از تازیانه ساعد سیمین تو شکست
دلخسته من هنوز از آن تازیانه‌ام

از بهر گریه در غم هجران تو بس است
رنگ پریدۀ حَسَنِینَت بهانه‌ام

گه بر سر مزار تو آیم به خانه، گه
بهر تسلّی دل زینب روانه‌ام

جز دانه‌های اشکِ تر و لخته‌های دل
بر مرغکان تو نَبُود آب و دانه‌ام …

? #شهریار ?

? #غزل
✅ #شعر_معاصر

*شهادت مظلومانه بانوی دو عالم ام ابیها تسلیت باد *

دسته :  اشعار و نجوای دل

دیدگاه ها